ترانه ای ازعاشقانه های شل سیلور استاین(Shel Silverstein) ترجمه
کرده ام.شاید دیگران نیز برگردانی از سروده های عمو شلبی دارند.این
هم بضاعت ماست.
Things that I didn't say
این چیز ها را] می بایست و[ من نگفتم
وقتی بار سفر بست
به او نگفتم:"چنین نکن"
نگفتم : "عزیزم برگرد
دیگربار، مجالم بده."
فقط ترشرویی کردم.
اکنون او دیگر رفته است و در گوش من می پیچد
هر آنچه را که نگفتم.
تأسفم را به او باز نگفتم
با آنکه من نیز بی تقصیر نبودم.
من نگفتم :"بی خیال
که عشق و وفاداری و زمان ،همه ی آن چیزی است که ما می خواهیم."
گفتم: "بر سر راهت نمی ایستم."
اکنون او دیگر رفته است و من می شنوم
هر آنچه را که نگفتم.
او را در بازوانم نفشردم و اشکهایش را با بوسه هایم پاک نکردم.
نگفتم به او" بی تو
زندگی معنا ندارد."
می اندیشیدم بازی ها تمام شده اند و من رهایم.
ولی حالا تمامی هم و غم من
گوش دادن به چیز هایی است که نگفتم.
نگفتم" بارانی ات را دربیاور
قهوه درست می کنم و با هم ،صحبت می کنیم."
نگفتم" بیرون از خانه
راهی دراز و قدمگاهی است پرت و بی انتها"
گفتم: "خداحافظ.بسلامت
در امان خدا " و او راهش را کشید و رفت
و مرا به حال خودم گذاشت
تا زندگی کنم با این چیز هایی که]می بایست و[ نگفتم.
بر گردان به فارسی : ناصر صارمی


