می خواست با برشمردن زیبایی های پیرامون خویش- به ویژه طبیعت -
بگوید که زندگی زیباست .شاید هم به دلیل همین بکامی ها و
شادخواری ها عمر چندان درازی نداشت!
بده بستان
زندگی، دلفریب تر از آنی هست که بفروشی اش،
با این همه زیبایی و شکوهامواج آبی کف آلود بر صخره ها
فوران آتشی که خنیاگرانه به اهتزاز درمی آید
نگاه نافذ و حیرت بار کودکان با رخساری مثل پیاله ی چینی
زندگی ، دلفریب تر از آنی هست که بفروشی اش،
تحریر موسیقی چون طلای هلالی
رایحه ی کاج های باران خورده
چشمان شهلایی که عاشقت می شوند و بازوانی که عاشقانه تو را در میان می کشند
و برای شور بخشیدن به روح بی جنبش تو
اندیشه های پاکی که شبت را زیبا و درخشان می کنند
همه چیز را بده که بستانی این همه زیبایی را.
برای کسی که لحظه ها را به روشنی و آرامش می سراید
این همه را بده و فکر نکن که چه پرداخته ای.
سال های به تقلا گذشته را هیچ بشمار
برای یک لحظه نشاط
بگذار و بگذر هر آنچه بوده ای یا که می توانستی باشی.
برگردان به فارسی : ناصر صارمی
BARTER
Sara Teasdale
Life has loveliness to sell
All beautiful and splendid things
Blue waves whitened on a cliff
Soaring fire that sways and sings
And children's faces looking up
Holding wonder like a cup
Life has loveliness to sell
Music like the curve of gold
Scent of pine trees in the rain
Eyes that love you, arms that hold
And for your spirit's still delight
Holy thoughts that star the night
Spend all you have for loveliness
Buy it and never count the cost
For one white singing hour of peace
Count many a year of strife well lost
And for a breath of ecstasy
Give all you have been, or could be


