به تقویم چینی ،سالِ گاو می شود ایضا سال پیش رویِ ایرانی.
این سروده ام را برای این پست به انگلیسی برگردانده ام.
برگرفته از کتاب بیا بیشه ها را پلنگی کنیم سروده ی ناصر صارمی انتشارات ندای فرهنگ تهران.سال 1379
سال گـاو
بسم الله
در شاهنامه دنبال جای پای آرش بودم که جز سه مورد اشاره ، چیزی نیافتم. می بایست در آثارالباقیه ی ابو ریحان ردّ تیرش را می گرفتم به هنگام توصیف جشن تیرگان.نهایتا حاصلش شد این کتاب .
(ستون کرد چپ را و خم کرد
راست خروش از خم چرخ چاچی بخاست) که در اینجا فردوسی با بکار
گیری زیبا ترین شکل آرایش حروف / alliteration/ به صحنه ی کمان کشیدن رستم و صدای
قبض و بسط چوب کمان(چرخ)که ساخته ی شهر چاچ(جدا شده از ایران و در شوروی سابق -
تاتشکند)جان می بخشد.
خم چرخ چاچي ، پس از معرفي شاهنامه و خالق آن که در
واقع بخشي از هدف کتاب را در بر دارد اتفاقات شاهنامه را به نثر ساده مي گويد اگر
چه از بسياري از آنها فهرستوار گذشته و برخي را نيز اساسا ناديده گرفته اما در عين
حال سعي کرده است تا رخدادهاي چشمگير و تاثيرگذار را با درنگي بيشتر از نظر
بگذراند.در بخش پاياني کتاب نيز به بعضي از سروده هايي پرداخته شده که حکيم طوس
اخلاق را نشانه رفته است
اينک بخش هايي از آغاز کتاب :
شاهنامه ، پرونده سازي نيست همانا شناسنامه ي ما ايراني هاست . اگر بزرگمان پنداشته ، ماييم و اگر کاستي هايي را رخ نموده است باز هم ماييم .نه داستان فرزند کشي ، پدر کشي ، نه سرگذشت درگيري نسل ها و نژادهاست که نامه ي زندگي است .شايد جرگه اي از فرهيختگان کشورمان هنوز از باغ اين منظومه ي بزرگ ، حتي به برداشت کوچکي نرسيده اند ، گذري کوتاه بر اين کتاب مي تواند آغازي باشد براي کاويدن تودرتوي شاهنامه و اي بسا که شاهنامه پژوهي شايسته بتواند به باوري جديد و يا دستاوردي تازه دست پيدا کند...
