تفال به ديوان منوچهري دامغاني در آستانه ي ورود پاييز و مهر ، ماه نازك نارنجي ها رسمي است غير كهن و غيرمرسوم اما من همواره به بهانه ي ماه تولد خيلي ها من جمله خودم چنين مي كنم و اين بار ، اين درآمد:
غرابا مزن بيشتر زين نعيقا كه مهجور كردي مرا از عشيقا
خوشا منزلا خرما جايگاها كه آنجاست آن سرو بالا رفيقا
ايا لهف نفسي كه اين عشق با من چنين خانگي گشت و چونين عتيقا...
و اين منوچهري همان كسي است كه مسروقات ديوان حافظ (انارالله برهانه) از سروده هايش را روزي رونمايي خواهم كرد.
-------------------------------------------------------
يك كار كوتاه از ويليام بليك ترجمه كرده ام: Soft Snow by: William Blake
برف مظلوم
يه روز برفي،همين دور و برا داشتم قدم مي زدم
من از يه برف لطيف خواستم تا باهام بازي كنه
قبول كرد و همون اوايل بازي آب شد.
اما زمستون اسم اينو گذاشت:جنايتي هولناك!
برگردان به فارسی :ناصــر صـارمی
Soft Snow
I walked in a snowy day
I asked the soft snow with me to play
She played and she melted in all her prime
And the winter called it dreadful crime
(William Blake(1757 – 1827


