حرف سنتي و مدرنيته نيست.سنتي ها آن روزگار از قالب نو آمده و حكومت يافته بر شعر كه شعر نو و سپيدش مي خواندند خرده ميگرفتند در حالي كه شعر نو سرشار از پيام بود و شكست قالب هم آسيبي به پيغام شعر –كه در واقع تاثير گذار و ارزنده ترين بخش اين هنر است- نمي رساند . از سويي ديگر نوسرايان از كهنه كاران كلاسيك گوي بودند كه از بسيار ديدن و بسيار اندوختن به شعر نو دست يافته بودند اين پديده حاصل كشف و شهود بوده است . اما روي سخن ما با معنا شكني همراه با زورآزماييهاي نابهنجار است. آنچنانكه يكي از سرورانم نيز اشاره فرمودند در هر ژانري عده اي بي فكر{كم فكر} نيز وجود دارد. به نظر ميرسد كه تعدادشان زياد است و زيادتر نيز ميشود.صد البته نه بخاطر دم مسيحايي اين دست از ادبيات بلكه درست همانند بسياري از جاذبه هاي زودگذر كه جامعه ي ما همينك دست به گريبان آن است. چه نيكو بود اگر ما ميتوانستيم بسياري ازچيزها را من جمله ادبيات را با قالب ايراني بودن بسنجيم شايد كمي از روان شناسي و جامعه شناسي ادبي فاصله داريم. من بعيد مي دانم كه با اين چند سطر بتوان كسي را از اين ميدان دور كرد آنهم با اين همه بعد مكان و زمان و اين عرصه ي پهن .ترفند هاي زباني و كلامي و گذر از فرم هاي متداول و بكارگيري صنايع نوين شعري و معنا بخشيدن و ...در اين كشور هنوز متولي درست و حسابي براي اساسنامه دار و چهار چوبه دار شدن پيدانكرده است هر چند بسياري را ذوق زده كرده است.هيچ كج سليقه ي نا شاعر و اما با ذوقي رو در روي رفرم ادبي نمي ايستد.
زير و رو كردن و پيوند زدن و گسستن صامت و مصوت و بازي با علايم سجاوندي و تزريق معنا به كلمه و حتي شاهد آوردن نمونه ها يي از سروده هاي معاصر كه اساسا هيچ سنخيتي با پست مدرن از نوع ايراني ندارند نمونه هايي از آن گونه دست و پا زدنها
است.
اتفاقا شعراي توانمندي هم در اين عرصه مشغول كارند.بگذاريد تا بجاي شاهد و نمونه آوردن دل رنجاندن عزيزان نازك دلم كشف و كنكاش در اين اقيانوس مجازي به شما غواصان پردل و ماجراجو بسپارم.
براي فهم درست از نبود قدرت تنفيذ و تاثير گذاري پست مدرن زمان بسياري نياز نيست. پست مدرن در ادبيات ما –سرزده- آمده است كه فقط مدرن را پشت سر بگذارد نيامده كه آفرينشي را صورت دهد و يا نيازي جديد را مرتفع سازد ..باشد كه چنين نباشد و باور اين همه شاعر جوان به بار بنشيند.
(همقطاران عزيز پست مدرنيستم را به خونسردي دعوت ميكنم)
ناصر صارمي